" آنقدر زیبا خدا را پرستش کن که بنده های دیگر به شکوه عبادت تو حسادت کنند"
خداوند عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت. الوداع ای ماه الطاف خدا الوداع ای ماه خیرات و صفا الوداع ای لحظه های ناب عشق وقت زاری های هنگام دعا الوداع ای ماه خوان پر عطا لحظه ی افطار و هنگام ثناء وای اگر این ماه پایان یابد و من هنوز انبان پر از غم باشدم وای اگر آن سفره برچیده شود مانده باشم من پر از شرم و گناه لیک می دانم که آن حی کریم در گشوده رو به سوی بندگان پر خطا تا در این ماه عظیم و پر صفا ذکر یارب یارب و الغوث شان گوش ابلیس لعین را کر کند تا نماید پاک آثار گناه و اشتباه تا نماید فرشیان را لایق حمد و ثناء من به امیدی به این ماه آمدم ای خدا فرصت بده تا پاک مانم از گناه رزق و روزی حلال و جسم و عقل سالم و حفظ دین و آبرویم ..... تا برآید ماه نو در سال نو از عزت تا ذلت يك فاصله است مهم اين است كه تو در كجا بايستی . سر در گم شده ام ، گاهی هم آشفته و پریشان هستم _ بعضی اوقات می گریم وآه سردی می کشم، امّا ای خداوند بزرگ که از فراز آسمان بر ما نظر داری _ گمان نکن که با اینکار تو و عشق جاودانت را زیر سوال می برم. مشکل اینجاست که تنها وقتی می خواهم به تو برسم و نمی یابمت با اینکه میدانم مثل قبل دوستم داری و _ از صمیم قلب اطمینان دارم که همیشه همینطوری خواهد بود لحظه ای گمان می کنم که نمی توان به تو رسید ؟ با اینکه زانو می زنم و از صمیم قلب به درگاهت تضرع می کنم نمی توانم تو را به خود نزدیکتر کنم و حس میکنم در دریای زندگی بدون راهنما هستم . امّا اگر چه نمی توانم دستانت را در دست بگیرم و به بهشتت رهنمون شوم. هنوز هم با تمام وجودم معتقدم دستانت در جایی دور از دید من ، محافظم هستند ! بیدار شدن زمین از خواب زمستانی مرا به یاد این حقیقت می اندازد که هیچ چیز از بین نمی رود مگر آنکه از نو بوجود آید پس به منطق مطلق پروردگار اعتماد می کنم و شکی بخود راه نمی دهم . در قلمرو بهشتی او هیچ چیز تا ابد گم نخواهد شد ! هر چه بیشتر پروردگارت را بشناسی ، احساس بهتری خواهی داشت چرا که با درک حقیقت او زندگی آشفته ، نا مطمئن و سر شار از تلخی ات به طرز معجزه آسایی تغییر خواهد کرد ، از نو ساخته می شود و همه چیز در جای خود قرار می گیرد. به محض اینکه خود را در قالب انسانی خدا جو قرار دهی ، پروردگارت به زندگی آرامش بخشیده و قلبت را مطمئن می سازد. پس درهای قلبت را به روی او بگشا تا او نیز زندگی تازه ای ارزانی ات دارد و گناهانت را ببخشاید. هیچ لذتی با لاتر از این نیست که بدانی خداوند تو را در آغوش گرفته است . " ای گرداننده دلها و دیدگان ای پدید آورنده روزها و شب ها ای تغییر دهنده سالها و حالات تغییر ده حال ما را به بهترین حالات." روزی از روزها ، شبی از شب ها ، خواهم افتاد و خواهم مُرد ، امّا می خواهم هر چه بیشتر بروم . تا هر چه دورتر بیفتم ، تا هر چه دیرتر بیفتم ، هر چه دیرتر و دورتر بمیرم . نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ، پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم ، همین . خدایا ... اکنون این بنده گریز پای نامهربانت میل بازگشت دارد ... اکنون آرامش حقیقی را در آغوش پر مهر تو می یابد ... خدای مهربانم ... اگر تو مرا برانی و نپذیری چه کسی مرا خواهد پذیرفت ... اگر مرا به خانه ات راه ندهی، کدام در بر من گشوده خواهد شد ؟ اگر مرا محروم کنی چه کسی روزی ام را تأمین نماید ؟ اگر خوارم کنی، چه کسی گرامی ام دارد ؟ اگر ذلیلم کنی چه کسی آن قدرت را دارد که عزیزم نماید ؟ اگر رهایم کنی، چه کسی یاریم نماید ؟ و ... اگر مرا نپزیری به کجا می توانم روی آورد ؟ ای بی نیاز ... وجودی پر نیاز به سوی تو آورده ام ... دست نیاز به سوی درگاه بی نیازت دراز می کنم ... آمده ام تا قصه دل با تو باز گویم که ... بهترین شنوای رازهایم توانی بود و ... بهترین طبیب دردهایم ... ایمان زاییده ی ایدئولوژی ارزش دارد ، نه ایمان ارثی یا تقلیدی . پ.ن: دین بدون شناخت هیچ گونه ارزشی ندارد. مذهب شوخي سنگينی بود كه محيط با من كرد و من سالها مذهبي ماندم بی آنكه خدايی داشته باشم.
| Design By : Night Skin |


